تبليغاتX
وادی عشق
مختصری در مورد آیین بهایی


وادی عشق







Google

هشتم شهرالکلمات

۲۹ تیرماه

     ای دوستان حقّ ، مقصود از حمل اين رزايای

متواتره و بلايای متتابعه آنکه نفوس موقنه باللّه

با کمال اتّحاد با يکديگر سلوک نمايند بشأنيکه

اختلاف و اثنينيّت و غيريّت از ما بين محو شود ...

انسان بصير در هيچ امری از امور نقصی بر او وارد

نه . آنچه وارد شود دليل است بر عظمت شأن و

پاکی فطرت او . مثلاً اگر نفسی للّه خاضع شود

از برای دوستان الهی ، اين خضوع فی الحقيقه

بحقّ راجع است ، چه که ناظر بايمان او است باللّه .

در اينصورت اگر نفس مقابل بمثل او حرکت ننمايد

و يا استکبار از او ظاهر شود ، شخص بصير بعلوّ

عمل خود و جزای آن رسيده و ميرسد و ضرّ عمل

نفس مقابل بخود او راجع است . و همچنين اگر

نفسی بر نفسی استکبار نمايد آن استکبار بحقّ راجع است .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387 ساعت 11:16  توسط رهروان حقیقت  | 


زن و مرد به صورت و مثال خداوند خلق شده اند.                                          بدان ای کنیز الهی از نظر حضرت بهاالله زنان با مردان مساویند. خداوند جمیع بشر را به صورت و مثال خود آفریده است. یعنی زن و مرد به نحو یکسان اسما و صفات الهی را متجلی می سازند. از لحاظ روحانی هیچ فرقی ندارند. هر کسی به خداوند مقربتر است مقبولتر است خواه زن باشد یا مرد.(حضرت عبدالبها)                                                         

عالم انسانی را دو بال است یک بال رجال و یک بال نسا. تا دو بال متساوی نگردد مدغ پرواز ننماید. اگر یک بال ضعیف باشد پرواز ممکن نیست. تا عالم نسا متساوی با عالم رجال در تحصیل فضایل و کمالات نشود فلاح و نجاح چنان که    باید و شاید ممتنع و محال. (حضدت عبدالبها)                                                

زنان اول مربیان اطفالند.                                                     

وقتی که مادر عاقل و دانا باشد فرزندان نیز دانا و عاقل می شوند. چنانچه مادر اهل دین باشد به فرزندان خود نیز تعلیم خواهد داد که چگونه خداوند را دوست بدارند. اگد مادر اهل اخلاق باشد کودکان خود را نیز به تعالی رهنمون خواهد بود... لذا مسلما خداوند هرگز راضی نمی شود که عامل بسیار مهمی مانند زن از تعلیم و تربیت محروم شود و از وصول به کمال مطلوب و ضروری برای وظیفه ای که در زندگی بر عهده دارد بازماند. عدالت الهی حکم می کند که حقوق زن و مرد به نحو یکسان باید محترم شمرده شود چون در نزد حق هیچ یک بر دیگدی برتری ندارد. (حضدت عبدالبها)
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387 ساعت 13:21  توسط رهروان حقیقت  | 


هفتم شهرالکلمات

۲۸ تیرماه

     اليوم دو امر محبوب و مطلوب است : يکی

حکمت و بيان . و ثانی الاستقامة علی امر ربّکم

الرّحمن . هر نفسی باين دو امر فائز شد عند اللّه

از اهل مدينه بقا محسوب و مذکور . چه که باين

دو امر ، امر الهی ما بين عباد ثابت شده و خواهد

شد . چه اگر حکمت و بيان نباشد ، کلّ مبتلا

خواهند شد . در اينصورت نفسی باقی نه تا ناس

را بشريعه احديّه هدايت نمايد . و اگر استقامت

نباشد ، نَفَس ذاکر مؤثّر نخواهد بود .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387 ساعت 8:39  توسط رهروان حقیقت  | 


                                          استقامت

       شرط موفقیت در غلبه بر مشکلات چیست؟ چه چیزی باعث میشود که ما فکر کنیم اموری که به عهده داریم در توان ماست؟ آیا خداوند کارهایی را که در حد توان ما نباشد بر عهده ی ما میگذارد ؟ ما باید چه نوع اهدافی را دنبال کنیم ؟ آیا رسیدن به اهداف همیشه به راحتی میسر است ؟ و در آخراستقامت در انجام چه اموری توصیه شده است ؟

      حضرت عبدالبهاء میفرمایند : استقامت شرط راه است و دلیل تقرب بارگاه .

میدانیم که انجام هر امری منوط به استقامت است و سعی وهمت آن وقت هر مشکلی آسان میشود و هر مقصد وآرزویی تحقق می پذیرد.همچنین در هر امری از استقامت  فرد نتیجه ی مطلوب حاصل می گردد و چه بسیار از امور مخالف رای انسان واقع میشود که او را متزلزل میکند. لکن چون ثبات بنماید جمیع مشکلات او زائل میگردد .البته به هر امر مهمی که انسان قیام کند در ابتدا مشکلاتی پیش آید واو باید در نهایت متانت مقاومت نماید . همیشه بزرگترین اشخاص کسانی اند که بیش از همه تحمل مصائب کرده ودر مبارزه با مصائب حیات استقامت ورزیدند.باید بدانیم و آگاه باشیم که هر کاری را که خدا در پیش راه انسان میگذارد لابد طاقت هم میدهد. ما نباید همیشه به آسایش تن ناظر باشیم بلکه باید طلب مقصود و مقصدی عالی نماییم ولو منافی راحت تن باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 ساعت 22:50  توسط رهروان حقیقت  | 


پيشرفت،هنر و علوم (۱)

علوم و فنون در تعاليم بهائي از اهميت زيادي برخوردارند زيرا "انعكاس

آفتاب حقيقت" و "كلمة الله" هستند. هر فردي بايد سعي نمايد كه در پيشرفت

 علوم و فنون و هنر نقش خلاقه اي داشته باشد و اگر قادر به ارئه ي چيز جديدي

نبود ، بايد از آثار ديگران به نحوي فعال و خلاقي بهره گيرد.فردي كه تمام زندگانيش

بر اساس تقليد بنا شده باشد ، نيمه مرده است و از نقطه نظر فكري و روحاني كاملا"

زنده نيست .

حضرت عبدالبهاء مي فرمايند :

"فكر كسي كه در جستجوي حقيقت است،متوجه و دقيق و زنده است،فكر متحجر و

بي تفاوت  بلااثر  و مرده است."

"انسان را از بين كائنات به موهبت كبري مخصص فرمود و به فيض ملاء اعلي فائض

كرد و آن موهبت كبري هدايت عظمي است كه حقيقت انسانه مشكاة اين مصباح گردد

و اشعه ي ساطعه ي اين سراج چون بر زجاج قلب زند از لطافت قلب سطوع انوار

اشتداد يابد و بر عقول و نفوس تجلي نمايد و هدايت كبري مشروط و منوط به علم و

دانايي و اطلاع بر اسرار كلمات رباني است لهذا ياران الهي صغيرا" وكبيرا" رجالا"

و نساء" بايد به قدر امكان در تحصيل علوم و معارف و تزئيد اطلاع بر اسرار كتب

مقدسه و ملكه در اقامه دلائل و براهين الهي نمايند."

"ارباب علم و صنعت حق بزرگي به گردن اهل عالم داند."

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 ساعت 12:26  توسط رهروان حقیقت  | 


صلح عمومی و تاسیس محکمه کبری عالم محتاج صلح عمومی است.تا صلح عمومی اعلان نشود عالم راحت نیابد.تا علم صلح عمومی بلند نگردد و محکمه ی کبرای عالم انسانی تشکیل نشود و جمیع امور ما به الاختلاف دول و ملل در آن محکمه قطع و فصل نگردد عالم آفرینش آسایش نیابد بلکه هر روز بنیان بشر زیرو رو گردد و آتش فتنه زبانه کشد و ممالک قریب و بعید را مثل خاکستر کند. جوانان نورسیده هدف تیر اعتساف گردند و اطفال مظلوم یتیم و بی پرستار مانند و مادر های مهربان در ماتم نوجوانان خویش نوحه و ندبه نمایند شهرها خراب شود و ممالک ویران گردد. حضرت بهاالله میفرمایند : ای دوستان! سراپرده ی یگانگی بلند شد. به چشم بیگانگان یکدیگر را مبینید. همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار... خیمه ی نظم عالم به دو ستون قائم و برپا : مجازات و مکافات ... به راستی میگویم جندی در ارض اقوی از عدل و عقل نبوده و نیست... فی الحقیقه اگر آفتاب عدل از سحاب ظلم فارغ شود ارض غیر ارض مشاهده گردد... لابد بر این است مجمع بزرگی در ارض بر پا شود و ملوک و سلاطین در آن مجمع مفاوضه در صلح اکبر نمایند و آن این است که دول عظیمه برای آسایش عالم به صلح محکم متشبث شوند و اگر ملکی بر ملکی برخیزد جمیع متفقا بر منع قیام نمایند. در این صورت عالم محتاج مهمات حربیه و صفوف عسگریه نبوده و نیست مگر به اندازه ای که کشورها و شهرهایشان را محافظت و پاسبانی نمایند. این است سبب آسایش دولت و رعیت و مملکت...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 21:25  توسط رهروان حقیقت  | 


    همه ي انسان ها در نظر خداوند با هم برابرند. حضرت عبالبهاء مطالبي را به طور واضح و  مشخص به شرح

زير بيان مي فرمايند:

"در نزد خدا همه ي انسان ها با هم برابرند.در قلمرو عدل و قسط الهي  هيچ تمايز و اولويتي براي هيچ نفسي وجود ندارد."

احكام ديانت بهائي به صراحت بيان اعلان مي دارند كه همه انسان ها در پيشگاه قانون با هم مساوي هستند.

"عدل وانصاف محدود به حدودي نيست.بلكه يك تساوي جهاني و بين المللي است و بايد بين همه طبقات چه عالي وچه داني

مراعات گردد."

فرد ثروتمند يا مشهوري كه مرتكب خطائي مي گردد نبايد از فرد فقير يا گمنامي كه به همين خطا و گناه متهم گرديده كمتر

مورد تنبيه قرار گيرد.و هيچ كس حق ندارد به رشوه روي آورد تا از انجام وظيفه شاقي شانه خالي كند.

هر هنگام قانون در مورد افراد يكسان حاكم نباشد.مطمئنا" اختلاف و انشقاق ايجاد خواهد شد . بايد توجه داشت كه منظور از

تساوي در ديانت بهائي آن نيست كه همه افراد در مورد تعليم وتربيت .كسب مهارت و موفقيت با هم برابرند.در كسب اين

مقامات افراد با هم  برابر نيستند ولي  نبايد به انساني كه تحصيل بيشتري كرده است .به عنوان يك انسان برتر و مخلوق عالي تر

نگريست.

  "كساني كه به عالم بشريت عشق بيشتري مي ورزند . ازمقام والاي انسانيت برخوردارند حال از هر نژاد يا ملت يا رنگ كه

باشند فرقي نمي كنند."

    در قبول مسئوليت لازم است تا مسئوليت هاي مختلف به افراد سپرده شود و البته هر كاري به كسي سپرده  مي شود كه بهتر

از عهده  آن كار بر مي آيد.وجود هر كارگر يا كارمندي .لازمه ي اساسي هر ارگاني است .تا آن ارگان به نحو مطلوب به كار

 خود ادامه دهد و بنا بر اين هر فردي بايد در نقشي كه به عهده دارد مباهات نمايد.

"يكي از تعليم حضرت بهاءالله تعديل معيشت در اجتماع انساني است . در ظل چنين تعديلي افراط و تفريط كه همانا ثروت بي

اندازه و فقر بي منتهاست وجود نخواهد داشت . زيرا هر اجتماع .احتياج به اقتصاددان و كشاورز و تاجر و كارگر دارد .

همچنانكه در هر ارتشي بايد هم فرمانده و هم سرباز وجود داشته باشد ... و هر فردي بايد شايسته ي مقامي باشد كه آن را

احراز كرده است .ولي فرصت كسب موقعيت هاي مختلف براي همه وجود داشته باشد."

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 12:1  توسط رهروان حقیقت  | 


دوم شهرالکلمات

۲۳تیرماه

 

     عزّت کلّ اسماء و رفعت آن و عظمت و اشتهار

آن بنسبتها الی اللّه بوده . مثلا ملاحظه نما در

بيوتی که بين ملل مختلفه مرتفع شده و جميع ،

آن بيوترا طائفند و از اماکن بعيده بزيارت آن

بيوت ميروند . و اين واضح است که احترام اين

بيوت بعلّت آن بوده که جمال قدم جلّ اجلاله بخود

نسبت داده ... و اين بيوت و طائفين آن عند اللّه

معزّزند ماداميکه اين نسبت منقطع نشده . و بعد

از انقطاع نسبت ، اگر نفسی طائف شود ، طائف نفس

خود بوده و از اهل نار عند اللّه محسوب . و همچنين

در بيوت انفسيّه ملاحظه نما که بعد از اعراض ، حکم

صنم بر او جاری و عاکفانش عند اللّه از عبده اصنام

بوده و خواهند بود .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387 ساعت 23:21  توسط رهروان حقیقت  | 


حضرت عبدالبها

حضرت بهاالله در وصیّت نامه ی خود فرزند ارشد خویش عبّاس را به عنوان جانشین و مبیّن آثار و نوشته های خود و مرجع امور بهاییان برگمارد . ایشان که پس از درگذشت پدر ، عنوان ( عبدالبها ) را برای خود برگزید ، در هشت سالگی همراه حضرت بهاالله از تهران به بغداد آمد و پیوسته با آن حضرت در تبعید و زندان در نقاط گوناگون شریک و سهیم بود تا آن که به سال 1909 میلادی در شصت و چهارسالگی با قیام ( حزب جوانان ترک ) از بند اسارت آزاد گردید . حضرت عبدالبها در سال 1910 میلادی شهر حیفا را ترک نمود و برای مدّت یک سال در سرزمین مصر رحل اقامت افکند و در سال 1911 میلادی برای معرّفی و انتشار آیین بهایی به سوی اروپا و آمریکا رهسپار شد و مدّت دو سال به سیر و سفر پرداخت و در کلیساها و کنیسه ها و دانشگاه ها و مراکز علمی و فرهنگی و مجامع عمومی به ایراد نطق و خطابه مبادرت ورزید ، هدف از ظهور حضرت بهاالله را اعلان ، اصول و مبانی آیین بهایی را توجیه و به گوش مردم باختر زمین رسانید ، و سرانجام در سال 1300 شمسی برابر با 1921 میلادی در 77 سالگی در شهر حیفا بدرود حیات گفت . او در مدّت زندگانی نه تنها در سختی ها و تبعیدها و زندانها با پدر بزرگوارش ، حضرت بهاالله ، شریک و انباز بود بلکه در هدایت و راهنمایی و اداره ی امور بهاییان و تشویق و ترغیب آنان در نیل به آرمان های آیین بهایی نیز پیوسته همراه و هم آواز آن حضرت به شمار می آمد و پس از درگذشت پدر هم به تنهایی عهده دار جمیع این امور گردید .

حضرت عبدالبها آثار و کتب و نوشته های بسیاری در زمینه های گوناگون به یادگار گذاشت که بیشتر به زبان فارسی نگاشته و گفته شده است . کتاب ( مفاوضات ) ، ( رساله ی مدنیّه ) ، ( رساله ی سیاسیّه ) ، ( مقاله ی شخصی سیّاح ) و مجموعه ای از خطابه های حضرت عبدالبها در اروپا و امریکا از جمله ی آثار ایشان است .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387 ساعت 21:35  توسط رهروان حقیقت  | 


 اول شهرالکلمات

 ۲۲تیرماه

      ای سلمان ، در هر امور اقتدا بحقّ کن و بقضايای

  الهی راضی باش . ملاحظه کن که اين غلام مع آنکه

  از جميع جهات بر حسب ظاهر امور بر او سخت شده و

  ابواب ظاهره مسدود گشته و در کلّ حين شياطين

  بر اطفاء سراج اللّه و اخماد نار او مشغولند ، چنان

  منير و مستضیء است که به اشرقت السّموات و

  الارض ، و چنان ما بين ناس مشهود که گويا ابداً

  ضرّی بر او وارد نشده . از علوّ و دنوّ و عزّت و ذلّت

  دنيا منال . در کلّ احوال بما ناظر باش ، چه که کلّ

  آنچه مشهود ، مفقود خواهد شد .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387 ساعت 15:13  توسط رهروان حقیقت  | 


                                           

حضرت عبدالبهاء میفرمایند:

"به اظهار دوستی ومحبت که فقط با الفاظ باشد

قانع نشوید،

قلبتان را با محبت خالصانه نسبت به تمام افرادی

که در راهتان میگذرند مشتعل سازید." 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387 ساعت 11:13  توسط رهروان حقیقت  | 


نکات کوچک زندگی  ۳                    

۱.خدا، امیدرابرای جبران غم های زندگیبه ما ارزانی داشته است.

                                                                                                ولتر

۲.هیچ میراسی گرانبهاتراز رستی نیست.

                                                                                         شکسپیر                        

۳.پیروزی واقعی جان آدمی فکر انسان است.

                                                                                      ویکتور هگو 

۴.در راه انجام وظیفه پایدار باش.                                  

                                                                                             گاندی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387 ساعت 10:51  توسط رهروان حقیقت  | 


     

                       آيات الهي

۱۵شهرالرحمه

۱۷تيرماه

                                   

     اُذُن واعيه طاهره مقدّسه در جميع احيان از کلّ

اشطار کلمهء مبارکه اِنّا لِلّه و اِنّا اليه راجعون

اصغاء می‌نمايد . اسرار موت و رجوع مستور بوده

و هست . لعمر اللّه اگر ظاهر شود ، بعضی از خوف

و حزن هلاک شوند و بعضی بشأنی مسرور گردند

که در هر آنی از حقّ جلّ جلاله موت را طلب نمايند .

موت از برای موقنين بمثابه کأس حيوان است ،

فرح بخشد و سرور آرد و زندگانی پاينده عطا

فرمايد مخصوص نفوسی که بثمره خلقت که عرفان

حقّ جلّ جلاله است فائز شده‌اند ، اين مقام را

بيانی ديگر و ذکری ديگر است ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387 ساعت 14:11  توسط رهروان حقیقت  | 


 

                                                                      ایران

خاکت را بوسیدم و بر پشت نهادم

گفتم که تویی.گفتم که تویی

که ذره ذره ات بوی قدمهای سید و محبوب را میدهد

گفتم که تویی.گفتم که تویی

که شهرهایت بوی عشق وفا داران عاشق میدهد

گفتم که تویی.گفتم که تویی

که کوچه هایت همه روشن شده از نور خدا

دوستت دارم ای وطن

من گفتم و خواهم گفت که تویی

آنکه همه رنجها برده ولی دم نزده

ای ایران ای وطن من

شهدایت به قله ی عشقت صعود کردند

رفتند ولی هرگز نمردند

دوستت دارم ای وطن

میتوانی عشق باشی

یا لیلی فرهاد یا خسرو شیرین

سر را بر زمین میگذارم

خاکت را می بویم و می بوسم

و میگویم که تو ایرانی

تو ایران جاودانی

دوستت دارم ای وطن دوستت دارم

                                                                                   س.م  

                                                                                    

                                                                                                                                  

             

ایراخاکت

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت 15:52  توسط رهروان حقیقت  | 


 

۱.نهی از زناء

     " قدحرم علیکم القتل و الزناء ثم الغیبیه والافتراء اجتنبوا عما نهیتم عنه فی الصحائف والالواح"

( مضمون فارسی: به تحقیق که بر شما قتل و زناء سپس غیبت وافتراء حرام شده است.از آنچه در کتابها و الواح از آنها نهی شده اید بپرهیزید و دوری جویید.)

2.نهی از متعه

"واما الازدواج الموقت حرمه الله فی هذا الکور المقدس ومنع النفوس عن الهوی حتی یرتدوا برداء التقوی و هو التنزیه والتقدیس بین الملاء الاعلی"

(مضمون فارسی: واما خداوند ازدواج موقت .صیغه یا متعه را در این دور مقدس حرام فرموده ومردمان را از هوی و هوس باز داشته تا جامه ی پرهیزکاری بپوشند که همانا پاکدامنی و تقدیس در میان آفریدگان خداست.)

3.نهی از مسکرات

" ایاکم ان تبدلوا خمر الله بخمر انفسکم لانها یخامر العقل و یقلب الوجه الله العزیز البدیع المنیع وانتم لا تقربوا بها لانها حرمت علیکم من لدی الله العلی العظیم"

(مضمون فارسی: بر حذر باشید از اینکه شراب الهی را به باده ی نفس های خودتان تبدیل نمایید.زیرا که شراب نفسانی عقلتان را زایل میکند و رویتان را از سوی خداوند گرامی و بدیع و بلند مرتبه باز میگرداند و شما به آن شرابهای نفسانی نزدیک مشوید زیرا که از سوی خداوند بلند مرتبه و عظیم بر شما حرام شده است.)

4.نهی از افیون(مواد مخدر)

" قد حرم علیکم شرب الافیون انا نهیناکم عن ذلک نهیا عظیما فی الکتاب والذی شرب انه لیس منی اتقوا الله یا اولی الالباب."

(مضمون فارسی: همانا بر شما مصرف افیون حرام شده است.به درستی که شما را از این کار در کتاب به شدت نهی کرده ایم. و اگر کسی افیون مصرف کند.همانا او از من نیست.ای دانایان! از خدا بترسید.)

5.نهی از دست بوسی

"قد حرم علیکم تقبیل الایادی فی الکتاب.هذا ما نهیتم عنه من لدن ربکم العزیز الحکام"

(مضمون فارسی: بدرستی که بر شما بوسیدن دستها در کتاب حرام شده است.پروردگار عزیز و حکمفرما شما را از آن نهی کرده است.)

6.نهی از بلا رفتن از منبر

"قد منعتم عن الارتقاء الی المنابر.من اراد ان یتلوا علیکم آیات ربه فلیقعد علی الکرسی الموضوع علی السریر و یذکر الله ربه و رب العالمین.قد احب الله جلوسکم علی السرر والکراسی لعز ما عندکم من حب الله و مطلع امره المشرق المنیر"

(مضمون فارسی: به راستی که خداوند شما را از بالا رفتن به منبرها منع فرموده است.و اگر کسی خواستآیات پروردگار را تلاوت کند باید بر روی صندلی بنشیند که آن صندلی را روی تختی گذاشته باشند وآنگاه به ذکر خدا.پروردگار خود و پروردگار عالمیان بپردازد.خداوند دوست دارد که شما روی تختها و صندلی ها بنشینید زیرا آنچه نزد شما است ارجمند است و آن محبت خدا و مظهر امر اوست.امری که تابنده و پر نور است.)

7.نهی از طلب آمرزش از دیگری

"...باید عاصی در حالی که از غیرالله خود را فارغ وآزاد مشاهده نماید.طلب مغفرت و آمرزش کند.نزد عباداظهار خطایا و معاسی جایز نه.چه که سبب و علت آمرزش و عفو الهی نبوده و نیست و هم چنین این اقرار نزد خلق سبب حقارت و ذلت است و حق جل جلاله ذلت عباد خود را دوست ندارد..."

8.نهی از تکدی(گدایی)

"لایحل السوال و من سئل حرم علیه العطاء قد کتب علی الکل ان یکسب والذی عجز فللوکلاء و الاغنیاء ان یعینوا له ما یکفیه اعملوا حدودالله و سننه ثم احفظواها کما تحفظون اعینکم ولا تکونن من الخاسرین."

(مضمون فارسی: تکدی حرام است و بر گدایانی که تکدی را صفت خویش نموده اند انفاق نیز حرام است.مقصود این است که ریشه ی گدایی کنده شود و اما اگر نفسی عاجز باشد یا به فقر شدید افتد و چاره نتواند اغنیا یا وکلا باید چیزی یا مبلغی در هر ماهی از برای او معین کنند.تا با آن گذران کند چون بیت عدل تشکیل شود دار عجزه تاسیس گردد.)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 ساعت 13:22  توسط رهروان حقیقت  | 


اگر سیاست را نه به مفهوم رایج و منفی آن ( به عنوان کاربرد تزویر برای رسیدن به مقصود ) بلکه به معنی درست « علم اداره ی جامعه » درک کنیم ، این پرسش مطرح است که چگونه از سویی در آیین بهایی نسبت به همه ی جوانب حیات اجتماعی و سیاسی اظهار نظر می شود ، در حالیکه از سوی دیگر ، بهاییان از دخالت در سیاست ممنوعند . چنانکه از هر گونه فعالیت سیاسی و حتی سخن گفتن درباره ی کشاکشهای روزمره ی سیاسی اکیداً منع شده اند .

با توجه به نکات زیر خواهیم دید که نه تنها تناقضی در میان نیست که غیر از این درست نمی بود:

نخست آنکه بالطبع هر آیین و مسلکی نمایی از جهان و جامعه ی مطلوب و آرمانی خود مطرح می سازد که مورد قبول پیروان است و اصولاً همین است که گروهی را در میان گروه دیگر گروه های اجتماعی مشخص می نماید و به فعالیت وامی دارد .

خاصه در جهان امروز که بشریت از سویی به امکانات بی سابقه ای برای بهبود وضع زندگی دست یافته و از سوی دیگر با مشکلات روز افزونی روبروست ، اگر آیینی ، به ویژه آیین بهایی که به ایمان پیروانش مظهر اراده ی الهی در دوران کنونی است ، نسبت به جوانب زندگی اجتماعی بی تفاوت می بود ، جای شگفتی بود و در این صورت تفاوتی با فرقه های انزواطلب قرون وسطایی نمی داشت .

دیگر آنکه آیین بهایی مانند دیگر آیین های دینی ، یک حزب سیاسی نیست . حزب سیاسی متشکل از گروهی است که به منظور تحقق اهدافی گرد آمده اند و بدان می کوشند که با کسب قدرت و قرار گرفتن بر اهرمهای اداره ی جامعه ، اهداف مشترکی را تحقق بخشند . در حالیکه هدف یک آیین دینی تربیت و ارشاد مردمان به ارزش های اخلاقی و روحانی است و مخاطبش همه ی جامعه .

برای تحقق این هدف نه تنها به کسب قدرت و نفوذ سیاسی نیازی نیست ، بلکه هر گونه شرکت در کشاکشهای سیاسی و حزبی ، مانع نیل به آن است . زیرا دخالت در سیاست ناگزیر با درگیری با گروه های اجتماعی دیگر توأم است و به جبهه گیری می انجامد و فضای لازم برای تفاهم و تربیت را از میان برمی دارد .

وانگهی مهم ترین تحول برای جامعه ای مانند جامعه ی ایران ، تأمین جدایی دین و دولت است و پیش شرط چنین تحولی تنها آن نیست که این موضوع در قانون اساسی بازتاب یابد ، بلکه تحقق واقعی و نهایی آن زمانی ممکن خواهد بود ، که گروه های دینی نیز از دخالت در کشورداری ابا کنند و این اصل را داوطلبانه و صادقانه بپذیرند .

بدین معنی آیین بهایی چه به آنکه در مورد مشکلات اجتماعی نظرات همه جانبه ای ارائه می دهد و هم بدانکه به عنوان یک نهضت دینی ، اکیداً از دخالت در امر حکومت و سیاست اجتناب می نماید ، آیینی مطابق نیازهای جامعه ای پیشرفته است .

از سوی دیگر هر گروه اجتماعی برای اداره ی امورش به سازمانی نیاز دارد . به ویژه جمعیتهای دینی به منظور برپایی مراسمشان ( از نیایش تا ازدواج و خاکسپاری ) به تشکیلاتی احتیاج دارند ، که تنها به طور آزاد و مجاز می تواند برقرار گردد . ایجاد امنیت لازم برای چنین جمعیت هایی که اهداف و روش هایی مخالف قوانین کشوری ندارند ، از وظایف اصلی دولتها است و وجود چنین آزادی هایی خود بهترین شاخص برای رشد عمومی جامعه می باشد .

بدین ترتیب جوامع دینی همانگونه که به فضای لازم برای فعالیت آزاد نیاز دارند میتوانند تنها به شکل کاملاً علنی و قانونی رفتار کنند . زیرا هر شکل دیگری ، آنان را از وظایف و عملکردهای دینی دور می سازد . یک جمعیت دینی نه میتواند به فعالیت مخفی روی آورد و نه در سیاست دخالتی داشته باشد . تا چه رسد به آنکه برای تغییر و یا تبدیل نظام حاکم بر کشور اقدام کند .

وظیفه و هدف جمعیت های دینی گسترش اخلاقیات و پرورش پیروان به موازین شایسته ی زندگی اجتماعی است . نه می توانند در کار اداره ی جامعه دخالت کنند و نه جوابگوی عملکرد نهادهای دولتی و حکومتی باشند . خدمت افراد مؤمن به ادیان در این نهادها نیز به عنوان شهروند و در خدمت به کشور و کل جامعه صورت گیرد .

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387 ساعت 11:51  توسط رهروان حقیقت  |